نفیرسیمرغ

خرید بک لینک

عینک روی نوک بینی ات بود, سرت را بالا و پایین کردی و صدای "نچ" ات در نهایت بی تفاوتی توی سرم پیچید.

میدانم هیچوقت هیچ امیدی به من نداری.

چه کنم که خدا تافته ام را جدا بافته؟

+نوشته شده در ۱۴۰۳/۰۱/۱۸ساعت توسط اسماء

نفیرسیمرغ...

ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:36

صفحه بندی