عینک روی نوک بینی ات بود, سرت را بالا و پایین کردی و صدای "نچ" ات در نهایت بی تفاوتی توی سرم پیچید.
میدانم هیچوقت هیچ امیدی به من نداری.
چه کنم که خدا تافته ام را جدا بافته؟
ما را در سایت نفیرسیمرغ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 3 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:36